مؤلف مجهول
103
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
بوم « 1 » مقام كرد . از اميران ملك ظاهر يكى بود ، ايبكى شيخى « 2 » مىگفتند . نزد پروانه آمذ گفت : آمذم كه با تو دوستى كنم همه عمر در خدمت تو باشم . امير پروانه باور كرد . او خوذ بخيرگى « 3 » آمذه بوذ . خط پروآنه و خطهاى اميران روم كه بملك ظاهر فرستاده بودند بهم دآشت . از روزى چند گريخت بتوقات رفت . سلطان را در توقات گذاشت خوذ پيش آبغا « 4 » رفت . خطها نمود . ازينجانب ملك ظاهر « 5 » بخان جلال الدين قراطآيى آمذ نزول كرد . از آنجا روز يكشنبه بيرون قيصريه فروذ آمذ . [ گ 28 آ ] روز آذينه هفدهم ماه به نيت نمآز بقيصريه درآمذ . نخست بر سراى « 6 » سلطان درآمذ بر تخت نشست . نماز جمعه را اندرون شهر گزارد . بعد از نماز بيرون آمذ . از اميران خوذ باشقر گفت : ما را نيت نشستن روم بوذ اما دو چيز مانع شد : يكى كشته شذن ضياء الدين كه ما را اعتماد بر رأى و تدبير او بوذ ، دوم در نماز جمعه چون سر به سجده نهآذم آوازى بگوشم رسيد كه از روم بيرون شو كه روم جاى تو نيست . ملك ظاهر بشآم رفت . ازينجانب چون معين الدين پروآنه نزد آبغا رفت ايبكى شيخى احوال را تمام معلوم كرده بود . ابغا عزم روم كرد . پروانه را و ايبكى شيخى بهم راست بآبلستان در آن صحرا كه كشتكان مغل بوذ آورد . ابغا چون ديذ متحير شد . گفت : از لشكر روم چرا يكى كشته نشد ، تمامت مغل بقتل رفت . پروانه مىخواست جواب داذن ، ملعون ايبكى شيخى خطها را فرو ريخت . ابغا را محبت عظيم بوذ
--> ( 1 ) . اصل : دوم . ( 2 ) . Aybegi - Seyhi . ( 3 ) . اصل : بخيرهگى . ( 4 ) . همان اباقاخان ( Abakanin 663 - 680 ه ) مغول است . پس از مرگ هولاگو پسرش اباقاخان به جانشينى او نشست . وزارت او را خواجه شمس الدين محمّد جوينى ملقب به صاحب ديوان داشت . اباقاخان مىخواست با كمك مسيحيان و صليبيان دولت مماليك مصر را كه در آن زمان پرچمدار عالم اسلام بود از ميان بردارد ، اما موافق به اين كار نشد . ( 5 ) . ملك الظاهر بيبرس يكى از مملوكان ايوبى بود كه پادشاهى مصر را داشت . وى در ذى القعدهء سال 675 ه . ق در ابلستان از نواحى آسياى صغير لشكر مغول را شكست سختى داد . آقسرايى ، مسامرة الاخبار و مسايرة الاخيار صص 103 ، 105 ، 113 ، 115 . ( 6 ) . اصل : نخست بر بسراى .